اسكندر بيگ تركمان

741

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

بخت بلند و اقبال ارجمند شاهى مساعدت نموده در بهار آينده روميه را قدرت آمدن نشد و محصولات بحصاد رسيده وسعتى در معاش غازيان پديد آمد و امير كونه خان متواتر و متعاقب غازيانرا بتاخت و غارت الكاء مخالف ميفرستاد و آثار استيلا و اقتدار بظهور آورده در آنسرحد بلند آوازه گرديد و مخالفان سرحد از او خايف و متزلزل بوده از بيم لشكر او در جا و مقام خود قرار و آرامى نداشتند و اول فتحى كه او را بنيروى اقبال پادشاهى روى نمود بدست درآمدن قلعه مغاذيرد است كه در ما بين ايروان و قارص واقعست . حقيقت آن بدين نوع است كه چون قارص و حسن قلعه سى و آنحدود تا حوالى ارز الروم لگدكوب مردم امير كونه خان بود تردد و آمد شد بر مستحفظان قلعه مغاذيرد دشوار گشت و از بيم سطوت قزلباش در چهار ديوار قلعه خزيده چند گاه در كمال تعب اوقات گذرانيدند و از حكام قارص و ارز الروم كه به خود درمانده بودند مددى بايشان نميرسيد بالضروره كس نزد امير كونه خان فرستاده اظهار شاهى سيونى نمودند و او ايشانرا استمالت داده بمتابعت و انقياد دلالت كرد تا آنكه در اواسط يونت ئيل اربع عشر و الف عظماء آن جماعت كه مقدم ايشان على بيك نامى بود مشهور بعلى بيك مغاذيردى خود را از شكنجهء تنگناى قلعه نجات داده بعزم شاهى سيونى نزد امير كونه خان آمدند و سايران [ 521 ] سرخود گرفته متفرق شدند و قلعه به تصرف اولياء دولت قاهره درآمد و در حينى كه رايات جلال از يورش شيروان معاودت نموده بدار السلطنهء تبريز رسيد آن مردم را بپايهء سرير اعلى فرستاده فراخور حال جهة هر يك مواجب و تيول تعيين شد كه در تابين خان مذكور بخدمات قيام نمايند و بعد از آن قلعه بجنكرد كه آن نيز از توابع چخور سعد است بدست درآمد و مستحفظان آن قلعه نيز از اقامت آنجا و بدست در نيامدن علوفه و تيمار و ضيق معاش بتنك آمده استعداد قلعه دارى نداشتند به مجرد ورود فوجى از لشكر قزلباش از غايت خوف و هراس ترك ستيز كرده بيرون رفتند و قلعه به تصرف درآمد . از وقوع اين حالات روميه كه در قلعهء قارص بودند اظهار تجلد نموده از حاكم ارزروم نيز استمداد نموده تا موازى سيصد كس بعزم دستبرد بيرون آمده از راه مغاذيرد بر سمت ايروان روان شدند و در حوالى مغاذيرد در ميان درهء فرود آمده بودند كه غازيان قزلباش مردم امير كونه خان بىآنكه اطلاعى از حال ايشان داشته باشند بسر وقت ايشان رسيده از بلندى مشاهده نمودند كه لشكر رومى در آن صحرا فرود آمده‌اند فى الفور آمادهء جنگ گشته جلوريز بر سر ايشان تاختند و روميه از آمدن قزلباش خبردار شده باضطراب تمام اسب هر كس نزديكتر بود زين كرده تا موازى يكصد نفر كمابيش بمحاربه پيش آمدند و از صدمهء دليرانهء غازيان تاب مقاومت نياورده شكست خوردند و اكثر ايشان طعمه شمشير آبدار گشته قليلى به صد فلاكت و ادبار راه فرار پيموده خود را بقلعهء قارص رسانيدند و غازيان مظفر و منصور عود نموده سرها و اخترمهاى مخالفان را در شماخى بپايهء سرير اعلى آورده بجايزه و جلد و سر - افراز شدند . القصه بعد از اين فتح روميان ارز روم نيز بملاحظه و احتياط روزگار گذرانيده هميشه از جنود قزلباش هراسان بودند پاشاء آنجا با امير كونه خان طرح آشنائى انداخته بمدارا سلوك ميكرد و هم در اين سال الوند بيك روزكى كه وكيل ضياء الدين خان ولد شرف خان كرد حاكم تبليس بود و در سالى كه الله ويرديخان بر سروان رفت اظهار شاهى سيونى كرده همراه او بپايهء سرير اعلى آمده تربيت و رعايت يافته بود با مصطفى بيك محمودى حاكم بادكوبه و قلعهء بايزيد كه با ظهور عصيان مورد الطاف بى -